رضا قليخان هدايت
810
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ثناخوانى چنين را هيچ و گردون را لباس اطلس * هوادارى چنين عريان و گيتى در خز ادكن و له ايضا باز چون رخسار خوبان گشت طرف بوستان * باز چون گيسوى دلبر شد هوا عنبرفشان لالهء نورسته را در دست باشد جام جم * نرگس آزاده را بر سر بود تاج كيان گر كند اندر فضاى باغ يكدم بال باز * لالهگون گردد هما را مغز اندر استخوان گر ز ابر دست رادت بحر را باشد اثر * ور ز تاب مهر رويت كوه را باشد نشان گوهر شبتاب گردد ماه در جوف صدف * لعل رمانى شود خورشيد در اجزاى كان رفعتت عاشر سپهر و رافتت تاسع بهشت * صولتت ثامن جحيم و حشمتت ثالث جهان 225 رافعى نيشابورى حكيم فاضل كامل ماهر قادر بوده در زمان دولت غزنويه ظهور فرموده گويند با عنصرى و غيره مشاعرات كرده بعضى گويند زمان محمود را درنيافته اما اصح آن است كه دريافته زيراكه مدح سلطان محمود و خواجه حسن ميمندى گفته است و در اشعار او هست نظامى عروضى او را در تذكرهء خود ستوده ثبت نموده از اوست .